همنشین بى خرد مباش که او کار خود را براى تو آراید و دوست دارد تو را چون خود نماید . [نهج البلاغه]
ان سالهای دوست داشتنی

شاید در اینده افرادمنا ی اگاهانه یا از روی نا اگاهی در جامعه عنوان کنند که ثمره ای خون شهیدان چه شد ثمره ای این خون ها چه شد معطمعنا اینها از عوالم غیب بی خبراند و نمیدانند که کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاد است حوادث زمان و مکان نمی تواند به جایگاه رفیع انها صدمه ای وارد کند و این خون شهیدان ما است که تا ابد درس ازادگی ایثار و از خود گذشتگی به جهانیان خواهد اموخت و این تربت پاک شهیدان است که زیارت گاه عشاق و دلسوختگان جهان خواهد شد خوشا بحال انان که با شهادت رفتند خوشابحال شما مادران پدران و خانواده معظم شهدا خوشا بحال مادرانی که این گوهرهای پاک را در دامن پرورانندند خداوندا کشور و ملت ما تازه در اغاز راه هسند و احتیاج به این مشعل فروزان شهادت این دفترو کتاب شهادت را همچنان بر روی مشتاقان باز نگهدار خوشا بحال شما جانبازان و ایثارگران خوشا بحال شما ازادگان و خانوادهای محترمتان و بدا به حال منکه هنوز زنده ام جام زهر الود قبول قعطنامه را سر کشیدم و در پیشگاه شما ملت خجلم انهایی که به هر عنوان در این هشت سال خود و افراد خانواده خود را از این میدان بزرگ ازمایش الهی دور نگه داشتند معطمن باشند که از معامله با خدا تفره رفته و ضرر بزرگی کرده اند که حسرتش را در روز حشر خواهند خورد اری دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت و فردا روز امتحان بزرگ تری در پیش است خداوندا تو خود حافظ دین و کشور ملت عزیز ایران باش وسلام علیکم/////این پیام سرتا سر معنویی امام خوبی ها حجت را بر تمام کسانی که که دوران دفاع مقدس نقد میکنند تمام کرده همه ای کسانی که میگن چرا جنگ بعد خرمشهر تمام نشد یا هزار اگر امای دیگر مقام معظم رهبری خود در ان کوران اول جنگ اوج مظلومیت این کشور اسلامی با شهید چمران در اهواز شب ها با تک به دشمن با زدن ارپی جی کلاش هربا هر سلاحی از این کشور مردانه دفاع کردنند کجای دنیا سراغ دارید سردار کوثری در خاطرات خود در کنگره شهدای حوزه ای 137 نقل می کردنند که امام ره زمانی که مقام معظم رهبری رییس جمهور بودند به ایشان تکلیف کرده بودند که پنج استانی که منطقه جنگی است بدون اجازه امام ره حق رفتند ندارند یعنی ببینید ایشان چقدر حضور داشتند که امام ره این چنین دستوری فرمودند حالا دوران دفاع مقدسی که این کشور بیمه کرد و اگر الان امریکا و سگ نگهبانش جرات حرکتی ندارند همه مدیون ان جان فشانی های هستیم که حتی    به چشم   دشمنان این ملت هم امد  و م مردانه جنگیدن را حتی با دشمنان خود را از عاشورا داریم مقام معظم رهبری فرمانده کل قوا در خطبه های نماز جمعه فرمودند در موضوع بحرین که ما دخالت نداریم اگر بخواهیم دخالت بکنیم میگیم مانند اسرایل که هر کجا هر کشوری با اسرایل دشمن باشد ما حمایتش میکنیم این یعنی ایمان و توکل مطلق به خداوند این ثلابت این ایستادن محکم و استوار در برابر دشمن حاصل ازادگی و عاشورایی بودن است از مسله ای دفاع مقدس نباید به سادگی نام برد با چند تا برنامه  در سیما یا گرفتن یاد وارهای مختلف ختم شود نه دوران دفاع مقدس هشت سال بود ولی قرن ها میشود در باره ای ان همه ایثار رشادت از خود گذشتگی فرزندان این اب و خاک نوشت تاریخ ساخت از درون ارزش های ان سالهای دوست داشتنی علوم انسانی بومی را پایه گذاری کرد البته انصافا صدا و سیمای جمهوری اسلامی دست مریزا دارد چون واقعا تلاش میکنند ولی نباید قانع شد که بگیم کار در این حوزه کافی است مردم ما این امت با وفا قدر ارزش های خود را میداند هر چند تا سریال در باره دفاع مقدس درست شد چقدر با استقبال عمومی روبرو شد پس مردم قدر ارزش های خود را میداند و دشمنان بدانند که این باور ماست که خون شهیدان تا ابد درس ازادگی ایثار و مقاومت به جهانیان داده است /ارواح طیبه ای شهدا امام شهدا صلوات /علی اژیر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علی اژیر 28/2/91:: 11:46 صبح     |     () نظر

انقدر عمر زود میگذرد که انگار همین دیروز بود در قرارگاه برای اغاز مرحله ای دوم عملیات الی بیت المقدس فرماندهان دور هم جمع شدند که ایا با اوضاع و احوال پیش امده هم شهید و زخمی شدن نیروها هم گرمای هوا اخه بچه ها تا نزدیک های خرمشهر بودن اما از طرفی پاتک سنگین دشمن و تجربه نشان داده بود که به دشمن امان بدهی زود خودش پیدا میکند دیگه سخت تر میشود  برای همین کلیه فرماندهان تیپ های سپاه و ارتش دور هم جمع شدند تا حدودی فرماندهان از وضع تدارکات ناراضی بودن و مابقی هم از کمبود نیرو رنج میبردند شهید صیاد شیرازی اولین نفر بود که برای راضی کردن فرماندهان به ادامه ای عملیات صحبت کرد پیش بینی هر گونه برخوردی خدای نکرده کرده بودن که شاید مثلا یکی از فرماندهان عصبانی بشود که الحمدالله بعد از صحبت های شهید صیاد شیرازی و صحبت های تنی چند از فرماندهان از جمله سردار رشید سپاه اسلام جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان حرف هایشان زدند بعد شهید حسن باقری بلند شد که هم مرحله ای بعد عملیات توجیه کنه و توضیح بدهد از روی نقشه برای فرماندهان شهید حسن باقری بلند شد وقتی بلند شد برای صحبت میشه گفت هنوز بحث داغ بود پیرامون ادامه دادن به عملیات یا نه که حسن گفت نزدیک به ده دوازده روز که عملیات شروع شد مردم هر روز خبرش را از صدا و سیما میشنوند مردم وقتی فهمیدن عملیات درکدام منطقه است همه دل بستن به خبر شنیدن ازادی خرمشهر از همه مهم تر امام عزیزمان هم منتظر که خبر ازاد ی خرمشهر به ایشان برسانیم حالا هر که روش میشود برود عقب به مردم بگید نیرو نبود ماهم امدیم مرخصی و باز سازی تک و توک صدای گریه از جمع بیرون زد اثر خودش کرد صحبت های حسن باقری این جوان رعنای این کشور اسلامی چون از دل بر امد بر دل نشست ان روز کسی نمی دانست که چه گوهر های خون شان برای سربلندی اسلام ایران عزیز ریخته میشود ان روز در ان گرمای طاقت فرسا که الان فاصله ای اهواز تا خرمشهر را با یک ماشین کولر دار برویم باز هم اذیت میشویم ان روزها با یک دبه بیست لیتری اب تجهیزات ان همه راه پیاده رفتن خدایا چه بود انها مگر فرق داشتند دست خدا در همه جا حاضر بود اصلا حس میکردی نصرت الهی را اری بعد از صحبت های حسن باقری فرماندهان با هم عهد بستن با همان نیرهای باقی مانده تا ازادی خرمشهر به عملیات ادامه دهند تیپ 27 محمد رسول الله ص که اکثرا فرماندهان گردان ها شهید یا محروح شده بودن شدن دو سه گردان اماده برای عملیات بقیه تیپ های سپاه هم همینطور 8 نجف به فرماندهی شهید احمد کاظمی 31 عاشورا به فرماندهی مهدی باکری تیپ 41 ثارالله به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی 25 کربلا به فرماندهی مرتضی قربانی و برادران ارتشی که مرحله ای دوم عملیات 17 اردیبهش سال 61 اغاز شده و نیرو های عمل کننده رسیدن به مرزهای بین المللی و تثبیت مواضع خود بر روی جاده اهواز خرمشهر در همین گیرو دار بود که گردان های انصار رسول و گردان مقدا و گردان ابوذر روی جاده ای اهواز خرمشهر پاتک سنگینی از دشمن را دفع کردن که اگر مقاومت نمی کردن دشمن پهلو میگرفت شاید کل عملیات مشگل دار میشد بچه ها جنگیدن قدم به قدم خون پاکشان ریخت تا رسیدن به دروازهای خرمشهر و حاج حسین خرازی فرمانده تیپ 14 امام حسین ع ساعت 11 صبح سوم خرداد 61 از سمت پل نو وارد خرمشهر شد و بدین صورت بود که خرمشهر ازاد شد به لطف خدا و پشتکار و همت مردان مردی که زمین برایشان واقعا کوچک بود یادمان باشد در هر صحنه ای می توان به فراخور ان موضوع حماسه ها ساخت در اقتصاد در علم و امسال هم که سال حمایت از سرمایه ای ملی و جنس ایرانی منتها فرقش اینه که کمی پیچدگی دارد ولی در عوض دیگه زیر اتش دشمن نیستی پس میشود دل مردم دل رهبر از جان عزیز تر را شاد کرد با حرکت های حساب شده و از همه مهم تر دل اقا مان صاحب مان امام زمان عج را شاد کرد انشاالله /شادی ارواح طیبه ای شهدا امام شهدا صلوات /علی اژیر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علی اژیر 23/2/91:: 5:4 صبح     |     () نظر

و من ا فتاده ام از پیلگی باورها                        تک و تنها کجایید شما یا ورها         این ورکار که ماییم و تبسم هایتان                           تازگیها خبری نیست از ان ورترها               به خداخون شما بود که ما را نان داد                     روحتان شاد سر سفره اب اورها           یادتان پرچم سبزیست به محفل ها مان          سگ طوسیم همان شهر میهمان پذیر ها         برسانید سلامی به عزیز الزهرا س                    عاشقی سرخی قلبی ست به رنگ ایثار                  ما کجا کنندن از زندگی و زیورها ////شادی ارواح طیبه شهدا امام شهدا صلوات //علی اژیر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علی اژیر 12/2/91:: 6:8 صبح     |     () نظر

سلام بغضی گلویم را می فشارد اشگ در چشمانم حلقه میزند دلم واقعا تنگ است خدا چرا جا ماندم چرا مرا از رفیقانم جدا کردی الان که فکر می کنم تازه می فهمم که همیشه انها اول بودن ولی من تازه داشتم شروع میکردم با انها زندگی کردم سالها اصلا نفهمیدم چگونه عم گذشت در کنار انها با هم میخند یدیم بلند میشدیم صبحگاه وو ولی اخرش انها بودن که پرواز کردنند و رفتند بیدارمان کردنند و خود در خاک خفتند با همه ای اینها ولی هیچ وقت جرات نکردم مثل حسن اعلا رحیمی چهار هزار صلوات نذر کنم که شهید بشوم انقدر جسته ای کوچک نحیف داشت که به شوخی می گفتم تو رو اخرش باد میبره وقتی صدای شلیک توپ مستقیم بلند شد که دیر فهمیدیم همه جا پر شد از گرد و غبار و دود چشم چشم نمی دید کمی گردو غبار خوابید صدای یا زهرا س بود که بلند بود با چشم دنبال حسن گشتم دلم ریخت پیکر قعطه قعطه شده او انطرف افتاده بود بعد از عملیات امدیم تهران دیدار خانواده شهدا وقتی چشمم به مادر حسن افتاد دیگه هنوزم رو نمیشه سرم بلند کنم مادری که تمام هستیش تمام حاصل عمرش را انهم حسن از لحاظ درسی بیست اخلاق بیست همه چیز بیست هیچ چیز خوبی کم نداشته این حسن که حاصل عمر مادری بود که پیر شده بود بعد از شهادت حسن انگار همه ای بچه ها ان روز در دل حس حال مرا داشتن بعضی ها اهسته سر بر روی زانو گذاشته از تکان خوردن شانه هایشان می فهمیدی گریه می کنند سید خوب فرمانده گروهانمان بود شروع کرد به صحبت فهمیدم در دل داشت می گفت خدا چی بگم کل دنیا باید بنشیند این مادر صحبت کند نه من ولی اینم یکی از خوبی بشه گفت درد بشه گفت نمیدانم ولی هر چه بشه گفت بلاخره من مسول شان بودم باید صحبت که گریه امان نداد حس کردم که عهدی دوباره بین بچه ها بسته شد و خیلی ها ان روز از ته دل ارزوی شهادت کردن ولی خدا تو شاهدی من حتی به شوخی هم یکبار جرات نداشتم ارزو کنم بهتر بگم لیاقتش نداشم از ان روزها روزهای اتش خون سالهاست که میگذرد خیلی از ان بچه ها الان در کنار ما نیستند سید هم چند ماه مانده بود به  قبول قعطنامه با دو تا مسول گروهان های دیگه ای گردان تخریب ل 27 محمد رسوالله ص که از اول جنگ باهم بودن با شهید محمودوند سلطان محمدی و کندی که شهید محمودوند بعدها در تفحص شهید شد همگی رفتند ولی لحظه ای دست از تلاش برای بر قراری نظام مقدس جمهوری اسلامی دست بر نداشتند یادم شهید پازوکی تعریف میکرد که شهید محمودوند یک پایش در عملیات والفجر هشت قعطع  شده بود و مصنوعی بود در ان دشت جنوب تپه ماهورهای منطقه ای فکه انقدر کار میکردن که فرصت استراحت هم به خودشان نمیدانند تا پای مصنوعی علی اقا شکست با هزار مکافات بعد از چند بار وصله پینه کردن امدیم تهران رفتیم قسمت پروتز و پا سازی بنیاد سفارش پا دادیم که با قالب گیری یادم نیست چند روز وقتخواست خلاصه پا اماده شد برگشتیم اول کار تفحص و اوج کار در ان گرما ی جنوب در منطقه ای فکه با همان امکانات زمان جنگ با کمی تغیر نسبت به وسایل بهتر و رفاه کم رنگ  ولی کی دست از کار می کشید شب و روز بچه ها شده بود دنبال شهدا گشتن که از حالات و اتفاقات نگم که بماند بعد از پند ماه دوباره پای علی اقا شکست دوباره راهی تهران شدیم رفتیم همان مرکز قبلی ان بنده خدا زد تو لیست یکدفع گفت اقا چیکار می کنی شما که تازه پا گرفتی پا تعلق نمی گیرد تا امدم حرف بزنم که زد به من و خداحافظی کردیم بر گشتیم ادرس یک مرکز ازاد گرفته علی اقا بی سرو صدا رفت ان مرکز با هزینه ای خودش یک پا مصنوعی گرفت و مجدا برگشتیم منطقه شهید پازوکی می گفت بدون اینکه حتی یک بار عنوان کند چه شد تا نمیدانم بعد از شهادت علی اقا بود یا قبلش که بچه ها فهمیدن یا خود شهید پازوکی در عملیات والفجر 8 نزدیک چهار پنج تا تیر می خورد اقا مجید هم هیکل درشتی داشت تا قبل از مجروحیتش و بعد از مجروحیتش خیلی ان هیکل تنو مند ضعیف شده اصلا زنده ماندنش بیشتر شبیه معجزه بود از لحاظ اوضاع جسمی تمام بقول بچه ها وصله پینه ای بود روده کوتاه شده و غذا خوردن خوب باید مراعات میکرد که هر چیزی نخورد یا اگر مواظب نبود اذیت میشد حالا حساب کنید در ان گرما و امکانات کم در منطقه ای فکه که اوایل کار تفحص بود کار میکردیم غذای گرم که نبود همش کنسرو از این نو غذا ها بود این مطلب شادکام داشت تعریف میکرد اشگ میریخت تعریف میکرد میگفت ای کاش ان موقع کمی اوضاع و احوال مالی یمان بهتر بود با خرج خودم میامدم شهر غذا و مواد غذای میگرفتم می رفتم منطقه هر روز تا مجید مجبور نبود با ان دل و روده وصله پینه ای همش کنسرو بخورد ان هم دیگه خیلی گرسنه اش میشد بعدش هم از درد به خودش بپیچد اما دم بر نیارد خودم هم نمیدان چرا امروز صبح این حال گرفتم هر چه که هست ازشان ممنونم که یاد ما هستند این مطلب نوشتم شاید بارها خوانده باشید یا شنیده باشید ولی بازم خواندنش خوب برای منکه خیلی درس هست شادی ارواح طیبه ای شهدا امام شهدا صلوات /علی اژیر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علی اژیر 4/2/91:: 8:14 صبح     |     () نظر

  • مردم در نزد شیطان  سه گروهند وهب ابن ورد نقل می کند روزی شیطان در مقابل یحیی بن زکریا نمایان گشت وگفت یا یحیی می خواهم اندرزتان دهم .یحیی بن زکریا فرمود به نصیحت تو احتیاجی ندارم ولکن مرا از بنی ادم خبر بده که در پیش توچگونه اند ابلیس عرض کرد بنی ادم نزد من سه گروهند 1طایفه ای اول مومنان می باشند که سخت ترین افرادند و همیشه انها را وسوسه می کنیم تا به گناه الوده شوند و از راه منصرف شوند بعد از ان متوجه میشوند که کار اشتباهی انجام داده اند {مانند واعظی که به منبر می رود و مردم را پند میدهد و ایات توبه را برای انها می خواند و انها فورا عوض میشوند }در این زمان توبه واستغفار می کنند و از گناه دست میکشند وکاری از دست ما بر نمی اید جهت گول زدن ایشان و این ناراحتی و زحمت ما از این طایفه است /2 طایفه دومکسانی هستد که در اختیار ما و به فرمان ما تسلیم می باشند انها را مانند توپی که در دست کودکان شما است و به هر طرف پرت می کنند همان طور انان در دست ما هستن و به هر جا به هر فساد وگناه و فحشا که بخواهیم می کشانیم انها برای ما زحمتی ندارند لازم نیست برای انها وقت صرف کنیم //3طایفه ای سوم مانند شما پیامبران و اولیاالله و مومنین حقیقی می باشند که حرف و وسوسه ای ما در انها اثری ندارد  چون این را می دانیم زحمت به خود نمی دهیم دنبال انان نمی رویم از اول از ایشان مایوس هستیم و در نتیجه از دست انان راحتیم ///بر گرفته از کتاب نصیحت های شیطان است که بر گرفته از احادیث و روایت معتبر است  حال ادمی اگر فقط روزی ده دقیقه به فکر اعمال انجام داده در طی روز بکند سدی محکم از ایمان و توکل به خدا در مقابل شیطان از خود درست کرده است مسله ای توبه بسیار مهم است توبه ای که واقعا دیگه شکسته نشود این محال که رعایت بکند انسان و بازم شیطان بتواند در او نفوذ پیدا کند و کم کم خود این رعایت کردن ها خودش در انسان چنان اثری میگذارد که تازه لذت عبادت می چشد خیلی از گناهان انسان بر اثر رعایت نکردن امیزهای دینی یمان است که متاسفانه عادی هم شده مثال دروغ حرام ودروغ گو دشمن خداست در طی روز دروغ گفتن شده عادی ان موقع با گفتن کلمه ای خالی نبند یا خالی بستم یک دروغ یک کار حرام را هم لباس توجیح تنش کردیم هم ان زشتی کلمه ای دروغ از روی حرف مان برداشتیم حال خود حساب کنید که همه این ها کم کم انسان شروع کند برای خود ساری و رشد و به کمال رسیدن انچه خدا در ذات ما قرار داده انجام دهد با نیت خالص همان اول هم شاید اگر بخواهیم خیلی جنبه معنوی از نوعه هندی به ان بدهیم محکوم به انحراف یا شکست خوردن است این مطلب را از این باب نوشتم که تازگی ها چقدر کتاب به فارسی نوشته میشود توسط افرادی که در کشور دیگر هستن اصلا ایرانی هم نیستن ولی چنان از عرفان و حالت معنوی اسلاممی نویسند که ادمی در نگاه اول شاید افرین هم بگه وقتی که کمی شروع به خواندن میکنی تازه میفهمی که چه خوابی برای  اسلام مسلمانان دیدن اسلام یک کوچه ای تنگ و باریک و بسته نیست که از لحاظ موارد قانونی و شرعا کم بیاورد برای زمان حال کامل ترین دین است تنها دینی است که برای حتی چگونه اب خوردن هم مقررات گذاشته که الان تازه علم ثابت کرده که مثلا وقتی در بین غذا خوردن از نوشیدن اب منع کرده مکروهه برای اینکه در جذب پروتین اشکال ایجاد میکند البته یکی از دلایلش و هزاران مسله ای دیگر پس اسلام هیچ نکته ای را برای رفاه و اسایش بشر از قلم ننداخته است که رسول گرامی اسلام حضرت محمد ص بنیان گذار این ایین خدای که کاملترین دین و اخرین رسول نیز شد /شادی ارواح طیبه شهدا امام شهدا صلوات /علی اژیر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علی اژیر 28/1/91:: 6:10 صبح     |     () نظر

این روزهای اغازین بهار برای رزمندگان اسلام یاد اور یکی از عملیات های بیاد ماندنی در طول هشت سال دفاع مقدس ان سالهای دوست داشتنی است اول عملیات والفجریک که در منطقه ای فکه بر روی ارتفاعات 112 و بقیه ای ان ها که در حال حاضر حضور ذهن ندارم اری بهار سال 62 درست در چنین روزی عملیات والفجر یک با رمز مقدس یاالله یالله اغاز شد که کل طرح این عملیات را شهید علی صیاد شیرازی داده بود که برای اولین بار به جای نیرو اول اتش توپخانه ریخته شود و بعد نیروها بزنند به خط که ان زمان من یادم در منطقه ای به طول شاید یکی دو کلیومتر حساب کردن که عراق یک ملیون پانصد هزار گلوله ریخت روسر رزمندگان اسلام اما از روی ارتفاعات تا بحال بر روی یک ابر یا اسفنج خیس پا گذاشتید که چگونه صدای فیس فیس میدهد دشمن با تمام توان پاتک کرد ه بود و این یاران خمینی بودن که در ان گرما که حتی از لب کانال سرت را بالا نمی توانستی بیاوری شاید فاصله ای ما با دشمن به صد متر نمی رسید تن به تن شدن چند بار اتفاق افتاداما حاشا یک قدم عقب نشینی چون عمق میدان مین زیاد بود تدارکات سخت می رسید برای همین پس از چند بار دست به دست شدن بین ما و دشمن بلاخر دستور عقب نشینی صادر شد خدایا چه لحظه ای بود وداع دوستان با رفیقان شهید خود که ارام در کانال بر روی 112 ارمیده بودن نمی شد دل کند هر کسی بلاخره یکی دوتا رفیق روی ارتفاع جا گذاشت بود دشمن تیر خلاص میزد می امد جلو با اشگ و گریه از روی ارتفاع امدیم پایین و شهدا ماندنند وقتی امدیم دوکوهه بعد از عملیات اهنگران امد ان نوحه ای معروف ای از سفر برگشتگان کو شهیدان ما کوشهیدان ما در و دیوار دوکوهه گریست در مظلومیت یاران خمینی گذشت تا بعد از ان سالهای دوست داشتنی تا در سال 1378 بازمدر چنین روزی ما نزدیک محل ترور بودیم میشه بگی اولین افرادی که رسیدن انجا ما بودیم درست در سالگرد عملیات والفجر یک گروهک نفاق یکی از مردان بزرگ این سرزمین را به خاک و خون کشید با ترور مقابل درب منزل شهید علی صیاد شیرازی و بازم در سال 72 راوی فتح در نزدیک همان منطقه ای که اقا مرتضی انجا را دوست داشت سکوی پروازش شد در سالگرد عملیات والفجر یکاین چند خاطره چقدر باهم امدن تا باز در یک زمان با هم برخورد کنند وجا دارد از شهدای ان عملیات شهدای گردان تخریب شهید محسن حیات پور فرمانده گردان تخریب و شهید سید رحمت الله میرتقی فرمانده گردان عمار یاسر یادی بکنیم یاد باد ان روزگاران یاد باد شادی ارواح طیبه ای شهدا امام شهدا صلوات /علی اژیر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علی اژیر 21/1/91:: 5:31 صبح     |     () نظر

از اینکه اعضای محترم هیت دولت مخصوصا شخص رییس جمهور انصافا از هیچ تلاشی برای اسایش مردم کوتاهی نمی کنند شکی نیست و بارها هم مقام معظم رهبری امام خامنه ای هم در فرمایشات خود به این موضوع اشاره کرده اند پس در کل کسی منکر زحمت و تلاش دولت محترم نیست اما در بعضی مواقع است که یک سری اتفاقات که میشود با کمی درایت و فکر دقیق بر چگونه انجام دادن ان که صدر صد دولت محترم هم بدون در نظر گرفتن این امر که کاری را انجام نمی دهد و با شناختی که از شخص رییس جمهور محترم داریم قطع به یقین همین است اما  در روزی که ایشان در مجلس محترم حاضر شدند و به سوالات نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی پاسخ دادند در بعضی موارد کمبود بودجه یا امثال را برای عقب افتادن بعضی کار های عمرانی ووو دانسته اما از طرفی یک دفع شب عید یارانه ها را زودتر می ریزند حتی اضافه ای ان را هم می ریزند بعد جلوی ان را می بنند که چه شود نمی دانم چرا عادت کردیم همش کاری را با سر و صدا کردن یا جلب توجه یا نمی دانم چه اسمی باید گذاشت امروز که این مطلب را می نویسم چند روز گذشت از ریختن یارانه ها و هر تصمیمی که باید گرفته میشد شده است دولت محترم فکر نمی کند الان یک سال است که از این طرح بزرگ ملی میگذرد و دیگر نیازی نیست که مردم را توجیح یا هر علتی که داشته بکنند اینکه پول میریزید به حساب به اسم عیدی بعد به اسم اضافه شدن یارانه و انجام مرحله ای دوم ووو خوب نمیشد یک روز قبل شروع فاز دوم این کار را کرد یا طوری این عمل انجام میشد که حی حرف حدث گمان بوجود نیاورد اینکه نمیشه سر هر مسله ای مردم یا باید انقدر صبر کنند و گوش به شایعه ها بدهند تا یکی از مسولین امر بیاد در سیمای جمهوری اسلامی توضیح دهد یا باز همان روال همیشگی باشد فقط اینبار با سرو صدا این اعتماد کردن یا امتحان کردن یا به چه اسمی باید ان را خواند اولا حساب یارانه ها خوب اکثرا یک حساب داده که با ان کار می کنند بارها شده در موجودی گرفتن اشتباه کرده میری بانک که چرا حساب بسته این مبلغ تازه می گن یارانه است سوال جواب از کارمند بانک شروع میشود شاید در دید کلی مهم نباشد این مسله ولی کمی یک ذره دقت که این کار که انقدر زودتر پول ریختن ثابت کردن چه مسله ای می تواند باشد دولت محترم چه چیزی را می خواهد بگوید بهر حال این موضوع که با این مبالغ اگر هر فکری که باعث ارامش بشود خوب است اما فکر نمی کنید کمی هم بی احترامی است که جلوی برداشت بگیرند چرا ریختن مگر اول طرح است که مردم توجیح نباشند یا با ریختن این اضافه فکر اینکه سود جویان با بالا بردن نرخ کرایه وو خدمات هر چیز دیگری به اسم اینکه اضافه یارانه امد پس گران کردن اجناس و کارهای خدماتی هم بالا برود در سال مگر چند بار باید یک امر کلی در سطح کلان ان مثل یارانه ها باید حی موج درست کند حی شایعه درست کند اقا یک برنامه منظم است طرح ملی هم هست مردم هم که استقبال کردن و فقط یک چیز می ماند ان هم یک برنامه منظم برای هر سال که ان هم با کمی ضریب گرفتن در انجام ان برای کم یا زیاد شدن احتمالی بودجه یا هر علتی که نمی شود پیش بینی کرد دومین مسله فارغ از هر مسله ای و در همان دید اول اکران فیلم گشت ارشاد نمی خوام بگم چرا اصلا اشتباهی صورت گرفته یا نگرفته ولی بیشتر به این مثال می خورد که یک موقع از در دروازه رد نمی شوند یک موقع از سوراخ سوزن رد میشود مسولین محترم وزارت ارشاد که برای مجوز دادن فیلم ها هستند صدر صد یک قانون مشخصی دارند که کلیه فیلم ها باید با این قانون در مرحله ای اول بخواند این در کلیه ای کشورها است حالا در زیر مجموعه ای این قانون کم و زیاد کردن موضوع یا سانسور کردن فیلم هم نباید سلیقه ای افراد باشد که یک جا یک فیلم مجوز ساخت نمی گیرد یک فیلم مجوز میگیرد با این سرو صدا مسولین محترم وزارت ارشاد چه نظری داشتند نسبت به مجوز دادن به ساخت این فیلم همه که با یک دید نگاه نمی کنند ان وضع ارایش ها در فیلم ان وضع بچه های خدوم و زحمت کش نیروی محترم انتظامی هر چیزی که این فیلم دارد انتقاد نیست که بگیم خوب اینگونه ضعف ها را باید دید این ضغف نیست این سیاه نشان دادن زحمات و مورد حمله قرار دادن رکن اساسی و اصلی انقلاب را عزای سیدالشهدا ع که امام خوبی ها فرمودنند ما هر چه داریم از این عزاداریهاست نمی خوام زیاد مته به چوب بذارم ولی چرا الان که دیگه زمان اول انقلاب یا هر علتی که مسولین محترم وزارت ارشاد میگن نیست اصلا اشتباه نباید بشود دیگه در اینگونه امور که دشمن شاد بشویم هیچ فرقی بین نفوذ دشمن در جنگ نرم با جنگ سخت نیستد خدای نکرد ما که از خودمان اطمینان داریم ولی به دشمن به هیچ عنوان نمیشود اطمینان کرد مسولین امر بدانند دشمن نرم حتی اگر بشود به اشتباه انداختن یا موجه جلو دادن یک امری که باعث پیش برد اهداف شان بشود به این امر دست میزنند پس دقت در کار ان هم در چنین وزارت خانه ای که باید انقدر حساسیت داشت باشد که تا یک موضوع که دشمن شاد کن است حتی روی کاغذ است باید اژیرخطرشان روشن شود چه برسد به ساخت و اکران و ان هم در نوروز البته امت حزب الله همیشه بیدار حسرت بر بار نشستن کوچک تر از این مسائل را بر دل دشمن گذاشته اما مسولین امر نباید غافل باشند وزیر محترم ارشاد که خود بارها نشان داده است که سربازی خدوم برای نظام مقدس جمهوری اسلامی است بیشتر از این ها توقع میرود شادی ارواح طیبه ای شهدا امام شهدا صلوات /علی اژیر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علی اژیر 19/1/91:: 10:30 صبح     |     () نظر